از گروه جوانان مسلمان تا حزب ویرانگر اسلامی


وقتی نگاه به تاریخ افغانستان می‌کنم، در خیلی از زمان ها و شرایط ها کشتار های گسترده صورت گرفته است.
در اکثریت این کشتارها ردپای عاملین این جنایات واضح دیده می شود.
که چه شخص و چه افراد این جنایات را انجام داده است.
به کل مردم افغانستان واضح ثابت است
اکثریت این افراد کسانی هستند که قرآن را تفسیر کرده‌ و از او الهام گرفته اند.
و در پای منبر ها درس خواندند و از عالمان و رهبران دین و اسلام دستور و ماموریت گرفتند.
همه این افراد کشتن مردم مظلوم را امر خدا ، قرآن و اسلام می دانند و خود را متعهد به اجرای این امر.
جناب گلبدین حکمتیار معروف به راکت بار یکی از این افراد است که می فرماید من قرا قرآن را تفسیر کردم ، شب ها خواب می دیدم و به من الهام می‌شد. بنابراین حزب اسلامی را تاسیس کردم که دولت کفری نجیب را سرنگون کنم چون او به مردم نان، روغن، برنج، نمک…….
و بلاخره کوپن می‌داد. او به راحتی شکم مردم را سیر و کام مردم را شیرین می کرد. به مردم رفاه میداد، زندگی می داد، آرامش می داد،

دارو و سلامتی فکری می داد، آزادی می داد،
حقوق برابر می داد و و هزاران مزایای دیگر…….
وقتی که به گفته های ملاها که از قرآن سخن می‌گویند فکر می کنیم می بینیم که این چیزها با
گفتار قرآن و اسلام مطابقت ندارد. به طور مثال
در اسلام یک مرد دو برابر یک زن حق دارد.شاید چون شکم مرد بزرگتر است.
و هزاران موضوعات نابرابری دیگر……..
و اینطوری شد که به قول استاد ناشناس جناب راکت بار بعد از این که در مسجد توسط ملاهای مسجد درس های لازم را آموخت و دستکاری های لازم شد به کابل رفت.در کابل او وارد دانشگاه شد.
بعد از این که جناب راکت بار وارد دانشگاه کابل شد
آنچه در دانشگاه‌ها تدریس می شد با افکار پلیدش سازگار نبود.
او چون مکر آخوندی را به ارث برده بود از خدا برای مردم یک هیولا ساخت و شروع کرد در بین نوجوانان به تبلیغ کردن و ترساندن دانشجویان از این هیولا.
او موفق شد تعداد را فریب دهد و حزب کوچکی به نام جوانان مسلمان در داخل دانشگاه تاسیس کند.
او با حزب جوانان مسلمان شروع به ایجاد شورش کرد و نظم دانشگاه را بر هم ریخت.
حالا برای برهم ریختن نظم کشور نیاز به حزب بزرگتری بود.
او برای گسترش
این حزب از کلمه های مسلمان، اسلام، من خواب می بینم، به من الهام می شود، تعداد بیشتر را فریب داد و این بار حزب اسلام یا اسلامی را بزرگتر تاسیس کرد.
و بعدها دیدم که حزب اسلام یا اسلامی میلیون‌ها راکت را بر روی کابل ریخت و میلیون‌ها شهروند مظلوم کابل را با خاکستر یکسان کرد.او موفق شد طوری نظم کشور را بر هم بزند که دیگر هیچکس نه خودش را می شناسند و نه هویتش را.
یکی دیگر از همین خون‌آشامان دوره مقدس جهاد “استاد سیاف” است.
او هم مثل همه رهبران اسلام و جهاد خون افراد بی شماری را ریخت، زنان بیشماری را بیوه کرد، مادران بیشماری را به داغ عزیزان شان نشاند و فرزندان بیشماری را یتیم کرد.
یکی از سرگرمی هایش بریدن سر برادران و بریدن سینه های خواهران و مادران هزاره ما بود.
بله سر برادران و سینه های خواهران
و مادران هزاره ما را می‌برید و این ها را در روغن داغ می انداخت و با افرادش به دوره این ها جمع می شد و به جان دادن اینها هر هر می خندید.
اما زمانی که خبرنگار از استاد سیاف پرسید. که آیا حاضرید از مردم عذرخواهی کنید و این جنایات را بپذیرید؟
او گفت این جهاد و امر خدا بوده است. خدا خودش میداند که ما مقصر نیستیم ما فقط امر او را به جا کرده ایم و بس.
آیا کی محصول ریختن خون میلیون‌ها انسان بی‌گناه این سرزمین است؟ خدا، قرآن، اسلام، ملاها یا جهادیون؟
پس محمد هم با تفسیر قرآن و خواب دیدن و اینکه به او الهام شد بود.
اول گروه جوانان مسلمان را ساخت و بعد حزب اسلامی را تاسیس کرد.
و بعد کلمه دین که به معنای روش هست را الهی کرد و دین مقدس اسلام را نهادینه کرد. دولت کفری اون زمارا سر نگون کرد چون راکت نبود با شمشیر
شروع به کشتار مردم بیگناه اون زمان کرد و تجاوز به دختران ۹ ساله را حلال و حق مسلم خودش و افرادش دانست و این افکار پلید را برای ملاها و رهبران دین به ارث گذاشت
که این روزه می بینیم ملا ها به داخل مسجد ها به دختران ۳ ساله هم رحم نمی کنند
خیلی ها برادرانشان را می کشند که زنش را بگیرند،
خیلی ها آرزو می کنم که ساعاتی با خواهر شان در خانه تنها باشند،
خیلی‌ها بارها و بارها از پدرانشان حامله می شودند،
خیلی ها با وجود اینکه ۱۰ تا زن چشم به راه در خانه دارند شبها تا صبح سرگرم محفل های بچه بازی هستند،
حتی قاضی مملکت هم به جای روشن کردن نکات مبهم
و بازتاب دادن مسائل های مثبت این سرزمین در دنیا
خبرنگاران خارجی را تهدید می‌کند که ترا به جوانان مسلمان افغان بسپارم که به اونجایت کنند و از دماغت بیرون کنند
بعد از کشتار ها و تجاوز های گسترده این یک توهین دیگری است به ملت مظلوم افغانستان

این هست تفسیر قرآن، این است که قفسیرحدیث ،
این هست پیام اسلام و این هست دستاوردهای جهاد مقدس برای مردم مظلوم افغانستان.
وقتی این اسلام مودرن، روشن فکر و پیشرفته امروز را با ۱۵۰۰ سال دانش می بینم ، نمی توانم اسلام ۱۵۰۰ سال پیش را اصلا تصور کنم چی بوده است که امروز شده این.

نویسنده ناصر سروری

به اشتراک گذاشتن این مطلب
Print this page
Print
Tweet about this on Twitter
Twitter
Share on Facebook
Facebook

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

وانسان خدا را آفرید

آدمی آن روزها در غار بود      روزگارش سخت و پر آزار بود درد بود و ...